|
آمار سایت |
آمار مطالب:
◊ تعداد پست ها: 119
◊ تعداد شاخه ها: 16
آمار بازدیدها :
◊ بازدیدهای امروز: 4356
◊ بازدیدهای دیروز: 6865
◊ مجموع بازدیدها: 417167
◊ افراد آنلاین : 110
تاريخ :
◊ امروز: 2010-03-11
◊ پنجشنبه، 20 اسفند، 1388
◊ ساعت: 20:11:47
|
|
پیوندها |
|
|
لینک های برتر |
|
|
داستان پسرک و خدمتکار کتاب و مقاله |
در روزگارى که بستنى با شکلات به گرانى امروز نبود، پسر 10 ساله اى وارد قهوه فروشى هتلى شد و پشت میزى نشست. خدمتکار براى سفارش گرفتن سراغش رفت.
پسر پرسید: بستنى با شکلات چند است؟
خدمتکار گفت: 50 سنت
پسر کوچک دستش را در جیبش کرد ، تمام پول خردهایش را در آورد و شمرد. بعد پرسید: بستنى خالى چند است؟
خدمتکار با توجه به این که تمام میزها پر شده بود و عده اى بیرون قهوه فروشى منتظر خالى شدن میز ایستاده بودند، با بیحوصلگى گفت : 35 سنت
پسر دوباره سکههایش را شمرد و گفت:
براى من یک بستنى بیاورید.
خدمتکار یک بستنى آورد و صورتحساب را نیز روى میز گذاشت و رفت. پسر بستنى را تمام کرد، صورت حساب را برداشت و پولش را به صندوقدار پرداخت کرد و رفت. هنگامى که خدمتکار براى تمیز کردن میز رفت، گریهاش گرفت. پسر بچه روى میز در کنار بشقاب خالى، 15 سنت براى او انعام گذاشته بود !
 دانلود داستان | داستان | داستان احساسي | داستان احساسی | داستان رمانتيک | داستان رمانتيك | داستان رمانتیك | داستان رمانتیک | dastan
« داستان پسرک و خدمتکار »
|
جمعه، 15 آبان، 1388 بازديد: 354 بار |
|
|
|