!ما را دنبال کنید
تبلیغات




پیوندها
مشاهده ویدیو1مشاهده ویدیو2مشاهده ویدیو3خرید

داستان پسرک و خدمتکار

کتاب و مقاله
در روزگارى که بستنى با شکلات به گرانى امروز نبود، پسر 10 ساله اى وارد قهوه فروشى هتلى شد و پشت میزى نشست. خدمتکار براى سفارش گرفتن سراغش رفت.
پسر پرسید: بستنى با شکلات چند است؟
خدمتکار گفت: 50 سنت
پسر کوچک دستش را در جیبش کرد ، تمام پول خردهایش را در آورد و شمرد. بعد پرسید: بستنى خالى چند است؟
خدمتکار با توجه به این که تمام میزها پر شده بود و عده اى بیرون قهوه فروشى منتظر خالى شدن میز ایستاده بودند، با بی حوصلگى گفت : 35 سنت
پسر دوباره سکه هایش را شمرد و گفت:
براى من یک بستنى بیاورید.
خدمتکار یک بستنى آورد و صورت حساب را نیز روى میز گذاشت و رفت. پسر بستنى را تمام کرد، صورت حساب را برداشت و پولش را به صندوقدار پرداخت کرد و رفت. هنگامى که خدمتکار براى تمیز کردن میز رفت، گریه اش گرفت. پسر بچه روى میز در کنار بشقاب خالى، 15 سنت براى او انعام گذاشته بود !
2009-11-06 | بازدید : 2721 | شاخه : کتاب و مقاله
کلمات کلیدی : دانلود داستان . داستان . داستان احساسي . داستان احساسی . داستان رمانتيک . داستان رمانتيك . داستان رمانتیك . داستان رمانتیک . dastan .
دسته ها
محصول برتر
جستجو در سایت
عبارت مورد نظر را وارد کنید:


By Google
آخرین مطالب

امتیاز دهید